خدا بود و هیچ ...
در آغاز سکوت بود
و سکوت خدا بود
و خدا کلمه نبود
که کلمه نیاز بود
حسین پناهی
خدا بود و هیچ
بوده ام
در ابدیت یک ذره
از اجدادم می گویم
از اولین خانه
از اولین تپش
در ابتدا خدا بود
و هیچ
و هیچ را سکوت بی پایان
در ابتدا سکوت بود
و خدا
و کلمه هیچ نبود
و هیچ سکوت
و سکوت فریاد بی نیازی
و انسان کلمه
که در لفافه ی سکوت زاده شد
و انسان نیاز بود
و در ابتدا هیچ بود و خدا
و کلمه نبود هیچ
از زاییش اولین امید می گویم
و امید کلمه نبود
و بعد انسان بود
و انسان کلمه
و کلمه نیاز
و نیاز عشق
و عشق را نقشی جز زندگی نبود
و مرگ آخرین کلمه
که بر جنازه ی زاییش ابدی من می خندید!
و من تمام وجودم را مرده بودم
از من می گویم
از تنهایی بی حاصل مرگ
بعد از آخرین کلمه
در ابتدا خدا بود
و هیچ ...
علی افشارفر
aban bud saate 11:30 fkr konam