پرتره
می خوره رو دوش خستم
من همون کلاغ پیرم
که ته قصه نشستم
آخر قصه همینه
مرده از طاقت حسرت
قصه ی بوسه ی اشکُ
خلوت ترس خیانت*
غسل تعمید نگاهُ
واسه اشک تو کشیدم
شام آخر، دور آخر
خوب منم دردُ کشیدم
***
*پی نوشت: علامت گذاری نکردم چون تعداد خوانش این قسمت زیاده و هر خوانش معنیه خودشو میده، پس زاویه دید رو کشف کنید!
فکر نکنم بتونم برا عید چیزی آماده کنم
خوب عیدتونم مبارک دشمنای عزیز و دوستای محترم
دوستون دارم
aban bud saate 11:30 fkr konam